مساله ی تعدد خدایان


ایا خدا واحد است یا چندین خدای ناقص یا کامل وجود دارد؟چند حالت مختلف وجود دارد:
الف)وجود چند خدای ناقص:
اصولا هر چیز ناقصی متکی به به وجودی کامل تر از خود است و به دیگری متکی است،چون اگر قدرت از ان موجود ناقص بود،به هر مقدار که اراده می کرد می توانست از ان استفاده کند.در اینجا دو حالت وجود دارد. اول این که قدرتش محدود است یا این که منبع محدودی در اختیار دارد.موضوع اولی به این دلیل رد می شود که خدای ناقص خود برای خود محدودیت ایجاد نمی کند و عاملی بزرگتر از او در ایجاد این محدودیت نقش دارد و اختیار خدای ناقص در دست خودش نیست و موضوع دوم به این دلیل رد می شود که منبع باید از یک چشمه ی دیگری پر شود تا بتواند ان را کم کم عرضه کند و سر منشاء جای دیگری قرار دارد و عامل بزرگتری در وجود چشمه نقش دارد که در جای خود به عامل بزرگتر نیز می پردازیم.
ب)چندین خدای ناقص و کامل:
این موضوع نیز هم مانند قبلی باطل است،زیرا خدایان کامل احتیاجی به خدایان ناقص ندارند و اگر ما می بینیم در دنیا اشخاصی بعضی کارها را به دیگری می سپارند به دلیل عدم کفایت و توانایی مدیر در اداره ی تمام امور است که این موضوع در خدایان کامل راهی ندارد و هر کسی میل به این دارد که کارهای خود را خود انجام دهد و اگر غیر از این باشد باید در کامل بودنشان شک کرد و اگر موضوع بذل و بخشش باش، بخشش و محبت در این موضوع اصلاً جایز نیست، چون سپردن کاری به کسی که توانایی نامحدود ندارد نیز کاری خلاف عقل و منطق است در حالی که نیروی کامل در دسترس است. اگر هم در بعضی موارد ولایتی در طول اراده ی خدااز جانب خدا نیز به کسی داده می شود چیزی از عظمت خدای کامل کم نمی کند،زیرا قدرت خدای کامل بر همه چیز اشراف دارد و اگر نیز بعضی از اختیارات را بر فرض محال پخش کند نیز چیزی از او کم نمی شود،زیرا هر چقدر از بی نهایت کم کنیم، چیزی از بی نهایت کم نمی شود کما این که ما از اثرات و نشانه هایی که خدای کامل برای بندگانش قرار داده در می یابیم که چنین خدایان ناقصی وجود خارجی ندارند که ما در ادامه به بحث پیرامون وجود یا عدم وجود این نشانه ها بدون استفاده از مطالبی که در این سر فصل از انها استفاده شد نیز خواهیم پرداخت.
ج)چند خدای کامل:
این موضوع نیز بدلایلی که عرض خواهد شد مردود است:
وجود چند خدای کامل موضوعی خود متناقض است. چگونه امکان دارد حداقل دو خدای کامل بر تمام امور جهان تسلط داشته باشن، در حالی که هر دو کاملند وجهان ظرفیت حداقل دو خدای کامل را ندارد و دیگر این که اگر قدرتی بر همه ی جهان سیطره داشته باشد چگونه می تواند قدرتی دیگر نیز بر تمام جهان سیطره داشته باشد؟ مساله ی دوم این که اگر با نادیده گرقتن مساله قبلی فرض کنیم هر دو خدا با یکدیگر تفاهم دارند و امیالشان نیز یکی است و جهان حداقل دو مالک دارد این نیز نشان از یک خود متناقض بودن است،زیرا قدرتی کامل است که تمام جوانب جهان را در بر بگیرد و قدرت کامل در عمل نیز کامل است و شریک داشتن در جهان خود نیز یک عامل ناقص بودن است و فضایی که هر یک اشغال کرده اند متعلق به دیگری است و توانایی مستقل بودن را ندارند. وجود همزمان دو جهان بی نهایت نیز غیر قابل قبول است،چون بی نهایت حد و مرزی نمی شناسد و همه چیز را شامل می شود. اگر نیز قسمتی را شامل نشود دیگر بی نهایت نیست و از طرفی عدم احاطه ی کامل بر خدای دیگری نیز نشان از بی کفایتی و ناقص بودن خدای کامل است.تا الان نتیجه ی بحث به اینجا رسید که خالق واحد است و شریکی ندارد.



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نظرتان بهبود این وبلاگ بسیار مهم است