مقدمه


انسان ذاتاً خدا را می طلبد.خلاءهای درونی باعث می شود انسان به خدامیل داشته باشد چه خد بخواهد یا نخواهد،بداند یا نداند.این موضوع هزاران هزار بار در طول تاریخ پیش امده و فعلی غیر قابل انکار است.موضوع ما بست مطلب فوق باوجود خداستکه تنها راه اثبات وجود خدا به طریق واقعی برای عموم مردم است.بسیاری از روش های دیگر نوعی خود فریبی به حساب می ایند که بسیار سست پایه و غیر قابل اعتماد هستند و از طرفی هر روز شبهه ای به ان وارد می شود.هدف ما یافتن راه اثباتی برای وجود خداست که تا ابد به انسان ارامش دهد و او را از گرداب های سرگردانی بشر امروزی نجات دهد.مدت ها در این فکر بودم که اگر راهی برای اثبات وجود خدا وجود ندارد،پس این که خدا از ما می خواهد او را باور داشته و تنها او را بپرستیم کار عبث و بیهوده ای است،چون عقل انسان برایش حجت است،پس عقلاً و منطقاً باید راهی محکم نیز برای اثبات وجود او باشد تا انسان ها با یقین قلبی بسویش عبادت کند و او را از قلب بپرستد وگرنه همه چیز در این میان مبهم و در تاریکی به سر می برد.مطمئناً دلیل این که انسان معاصر به مکاتبی همچون کمونیست،سوسیالیسم،شیطان پرستی و... روی اورده نیز همین عدم اگاهی و شناخت خداست،وگر نه چه دلیلی می تواند وجود داشته باشد که انسان با اختیار خود از معبودی چنین بزرگ و با عظمت دور شود و بسوی کفر گام بردارد و با دست خود خویشتن را به تباهی بکشاند.چیزی که در این میان اهمیت دارد همانا اثبات،شناخت و معرفت کامل نسبت به وجود لایزال الهی است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نظرتان بهبود این وبلاگ بسیار مهم است